هستی و زمان

سلام خوش آمدید

دیگِ بزرگِ تنها!

جمعه, ۱۰ اسفند ۱۴۰۳، ۰۱:۰۹ ق.ظ

میدانی داستان از چه قرار است؟

هستی و زمان بزرگترین تلنگر را هنگامی به من زد که من دریافتم، هیچ چیز نمی تواند تماما از جنس غلیان باشد.

جوشش درونی، تنها بخشی از این قصه دراز است

چرا که تقلا لازم‌ است

کوشش ها باید کرد

پوستت باید قلفتی کنده شود

وگرنه،

مثل یک دیگ بزرگ پر از آب ، می جوشی و می جوشی، در نهایت هم آب درونت خشک می شود و از جوشش بازمی ایستی

دیگر نه عطش و تعشقی در کار است که تو را به جوشش وا دارد

نه آبی در درونت که بتوانی عرضه کنی

آن زمان است که تو،

سرشار از تهی اما غنی در فقر نا امیدی ، به همان دیگ تنهایی مبدل می شوی که آتش در ذیل او شعله ور است،

همان دیگی که روزی بدون کوشش، بی وقفه، می جوشید و می جوشید، اکنون می سوزد و می سوزد.

 

باور کن دوست من

از دست قهرمان داستان هم کاری بر نمی آید.

 

میم.سین

  • مبینا سلطانی

نظرات (۲)

وای 

شگفت آن چیزی است که جوشش استعاره ازوست و آن دیگ و آن تقلا چیست آیا؟

پاسخ:
جوشیدن آب درون دیگ‌ استعار از هیجانات و علاقه و عشق ما به فعالیت های اطرافمان از قبیل شغل و هنر و غیره است که به عبارتی انگیزه ما برای شروع است
کوشش که مشخص است اصلا استعاره نیست
دیگ ما هستیم خودما انسان ها
آب درون دیگ هم می تواند استعاره از آن فعالیت مورد نظر باشد هم می تواند استعاره از عمر ما باشد

آره توصیه نمیشه اینجور آشپزی ای

پاسخ:
درسته!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی